کتاب کوری

ناشر : نشر علمدسته:
موجودی: موجود نیست

95,040 تومان

کتاب کوری اثر ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی است که در سال ۱۹۹۸ موفق به دریافت جایزه نوبل شد.

این رمان ساراماگو را به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ دنیا معرفی کرد.

در پشت جلد کتاب کوری آمده است:

کوری یک حکایت اخلاقی مدرن است، و مانند داستان‌های اخلاقی کهن پیام‌هایی اخلاقی را، اما برای مخاطبی امروزی، در خود نهفته دارد.

به همین دلیل است که باز مانند آن داستان‌ها، قهرمان‌هایش نه به نام بلکه با یک صفت یاد می‌شوند،

و در آغاز کتاب نیز با نقل قول از اثری ناموجود به نام کتاب موعظه‌ها، به ما یادآوری می‌شود که این رمان یک موعظه است.

موعظه‌ی رعایت کردن و مراعات.

دنیای سراسر سفیدی پلید و وحشت‌باری که کورشدگان داستان در آن به سر می‌برند خاویه‌ی بی‌نظمی و آشفتگی است که نظم روابط انسانی بر آن حاکم نیست و در آن مهم‌ترین چیزی که انسان‌ها نمی‌بینند حقوق یکدیگر است.

ساراماگو چهره‌ی مسیحایی نجات‌بخشی را جست‌وجو می‌کند که دوباره درس محبت را به آدم‌ها بیاموزد.

در انبار موجود نمی باشد

مقایسه

کتاب کوری

کتاب کوری رمانی از ژوزه ساراماگو که نخستین بار در سال ۱۹۹۵ منتشر شد.

ساراماگو که در سال ۱۹۹۸ جایزهٔ نوبل ادبیات را به‌دست‌آورد در  رمان از کوریِ آدم‌ها سخن گفته‌است.

در این رمان، هاله‌ای سفیدرنگ بعد از کور شدن افراد مقابل چشمانشان ظاهر می‌شود.

ساراماگو در این رمان از تلمیح استفاده کرده و با اشاره به نوشته‌های قدیمی، اثرش را زیباتر و تأثیرگذارتر کرده‌است.

ساراماگو در رمان کوری برای شخصیت‌ها اسم انتخاب نکرده‌است.

باوجوداین، پیچیدگی در رمان ایجاد نشده و خواننده به‌راحتی می‌تواند با شخصیت‌های رمان ارتباط ذهنی برقرار کند.

ویژگی دیگر این رمان در بازگشت‌های زمانی به گذشته و آینده در خیال شخصیت‌های رمان است که به زیبایی و جذابیت آن افزوده‌است.

کوری مورد نظر ساراماگو، کوری معنوی است.

ساراماگو در کوری تعهد و باور عمیق خود را به عدالت اجتماعی، احترام به خرد و عقل سلیم همراه با تزکیه روح و جسم که تنها راه ضمانت پیدار ماندن هر جامعه‌ای است، به ارمغان آورده است.

او درباره‌‌ی این رمان می‌گوید: «این کوری واقعی نیست، تمثیلی است.

کورشدن عقل و فهم انسان است.

ما انسان‌ها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی‌کنیم.

در بخشی از رمان می‌خوانید:

عابرانی که در انتظار روشن شدن چراغ عبور، کنار خط‌کشی جمع شده بودند، راننده اتومبیل را دیدند که از پشت شیشه دست تکان می‌دهد.

اتومبیل‌های پشت‌سر، بی‌وقفه بوق می‌زدند.

تعدادی از رانندگان از اتومبیل خود پیاده شدند تا اتومبیل از کارافتاده را به کناری بکشند و راه را بگشایند.

خشمگین، مشت بر شیشه می‌کوبیدند.

راننده اتومبیل، سر به طرف آن‌ها بر‌گرداند، نخست به یک‌سو و سپس به سوی دیگر نگریست.

از حرکت لبان او به نظر می‌رسید عبارتی را با فریاد تکرار می‌کند.

این عبارت، نه از یک واژه، که از سه واژه تشکیل می‌شد.

فردی در را ‌گشود و همه ‌شنیدند که راننده گفت:

من کور شده‌ام!

کسی این سخن را باور نکرد.

با یک نگاه آشکار بود که چشمان مرد کاملا سالم و عنبیه آن صاف و شفاف است.

سفیدی مردمک چشم او همچون چینی بود.

چشمان بیرون‌زده، صورت چروکیده و ابروان تابدار مرد نشان می‌داد که بسیار نگران است.

با حرکتی سریع، مشت‌های گره‌کرده خود را در مقابل چشم آورد شاید بتواند آخرین تصویری را که پیش از آن رویداد دیده است، در ذهن نگه‌دارد.

چراغ چهارراه قرمز شد.

مردم به راننده کمک کردند از اتومبیل پیاده شود. مرد نومیدانه تکرار کرد:

من کور شده‌ام! من کور شده‌ام!

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب کوری”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...
X