کتاب مردی به نام اوه

تومان55.000


کتاب مردی به نام اوه
کتاب مردی به نام اوه

رمان مردی به نام اوه عنوان اولین کتاب فردریک بکمن است.داستان مردی به نام اوه زندگی پیرمرد 59 ساله ای را به تصویر کشیده است که به علت کهولت سن از محل کارش اخراج شده و چند سالی است به عنوان مدیر محله تمام فعالیت های محله را زیر نظر دارد تا همه چیز به نحو احسن پیش برود.همسایه ها این پیرمرد را به عنوان یک مرد خشن و عبوس می شناسند چرا که همیشه اوه با همسایه ها به دلیل رعایت نکردن نظم و یا آوردن ماشین اضافه داخل محل بحث می کند. اما کسی از سرنوشت و زندگی اوه، این پیرمرد خسته و عبوس ندارد.چه کسی می داند که او بعد از فوت همسری که زندگی عاشقانه و خاصی را با او پشت سر گذاشته است چه رنجی کشیده است و چرا دیگر توان ادامه زندگی بدون همسرش را ندارد؟اوه بعد از فوت همسرش سونیا، به آدمی خشن و عبوس تبدیل می شود و رابطه خود را از همه اطرافیان و حتی همسایه های خود دور می کند. اوه بارها اقدام به خودکشی کرده و هر بار بنا به علت های غیر قابل باوری خودکشی نام کامی داشته است اما فکر مرگ هیچ گاه از ذهنش بیرون نمی رود.                                  اما این تمام ماجرا نیست چرا که با ورود یک همسایه مهاجر جدید و سماجت های همسایگی او داستان کمی تغییر می کند.

توضیحات

کتاب مردی به نام اوه

کتاب مردی به نام اوه نام رمانی اثر فردریک بکمن نویسنده سوئدی است.

در سال ۲۰۱۲ کتاب مردی به‌نام اوه در سوئد منتشر شد که همان سال بیش از ۶۰۰ هزار نسخه از آن فروش رفت.

 روزنامه‌ی «اشپیگل» درباره‌‌ی آن نوشته است: «کسی که از این رمان خوشش نیاید، بهتر است اصلا هیچ کتابی نخواند

داستان درباره پیرمردی سوئدی به نام اوه است که بسیار بد اخلاق است؛ ولی با آمدن همسایه ایرانی جدید به محلشان اخلاق او بهتر می شود.

بکمن در این رمان تراژیک – کمیک احساس‌هایی مثل عشق و نفرت را به‌زیبایی به تصویر می‌کشد و

انسان و جامعه‌ی مدرن را در لفاف طنزی شیرین و جذاب نقد می‌کند.

این کتاب در عین داشتن نثری بسیار ساده و روان، مفاهیم عمیقی دربردارد که از چشم‌های مخاطب پنهان نمی‌ماند.

«اُوِه پنجاه‌ونه سال دارد. اتومبیلش ساب است. با انگشت اشاره طوری به کسانی اشاره می‌کند که ازشان خوشش نمی‌آید که انگار آن‌ها دزد هستند و انگشت اشاره‌ی اوه چراغ‌قوه‌ی پلیس!

جلوی پیشخان مغازه‌ای ایستاده که صاحبان اتومبیل‌های ژاپنی می‌آیند تا کابل‌های سفیدرنگ بخرند.

اوه مدتی کمک‌فروشنده را نگاه می‌کند. سپس جعبه‌ی نه‌چندان بزرگ و سفید را جلوی صورتش تکان می‌دهد.

می‌پرسد: “خب! ببینم، این یکی از همون اوپدهاس؟” فروشنده که مرد جوان ریقونه‌ای است، با تردید نگاهش می‌کند.

معلوم است دارد سعی می‌کند جلوی خودش را بگیرد تا جعبه را بلافاصله از دست اوه نقاپد. “بله، درسته، آی‌پد. ولی خیلی خوب می‌شه اگه این‌جوری تکونش ندین…”

اوه طوری جعبه را نگاه می‌کند که انگار نمی‌شود بهش اطمینان کرد.

انگار جعبه یک وسپاسوار با شلوار ورزشی باشد که همین حالا به اوه گفته “آهای رفیق” و سعی دارد یک ساعت مچی بهش قالب کند.»

دیدگاه‌ها

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب مردی به نام اوه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *